یسنا گل مامانییسنا گل مامانی، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ یسنا گلیوبلاگ یسنا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 14 روز سن داره

یسنا گل زندگی

به باغ خاطرات من خوش اومدین

در یک روز زمستانی درهای بهشت باز شد و فرشته ای ، تکه ای از نور آسمانی را از طرف خداوند مهربان به ما هدیه داد

نور آسمانی من ، یسنای عزیزم 

تو آمدی و به یمن آمدنت مادر نامیده شدم

برای تو می نویسم قشنگترین لحظات زندگیت را

تا در بزرگی یادآور خاطرات شیرین کودکیت باشد ...

نفسم ... کودکانه هایت برایت ماندنی باد .

 

پیش دبستانی

سال بعد از مهد کودک تو همون مجمعه (طلوع دانش) پیش یه مربی کاربلد و مهربون رفتی پیش دبستانی جایی که دیگه باید آماده میشدی برای مدرسه . الحق که خانم مربیت که اسمشون خانم مژگان قاسم زاده بود خیلی خوب آمادت کرد و به جز درس خیلی چیزارو یادت داد . امیدورام که همیشه هرجا هست زندگیش پر از شادی باشه . ...
7 ارديبهشت 1400

کلاس بلز و پیانو

من خودم همیشه خیلی به موسیقی علاقه داشتم ولی خوب تو زمان بچگی ما خیلی شرایط اینطوری نبود که هر کلاسی دوست داشته باشیم بتونیم بریم البته بعد که بزرگ شدم یه کوچولو رفتم کلاس گیتار بعدش تو اومدی تو وجودم نتونستم ادامه بدم اما تمام سعی و تلاشم رو برای تو کردم پابه پات اومدم تمام کلاسات نشستم تا جایی که الان خودم کم و بیش با موسیقی آشنا شدم تا تو هنرمند باشی نه به خاطر اینکه خودم دوست داشتم و نشد برم چون میدونم هنر تنها چیزیه که میتونه تو دلگیریا و گرفتاریای زندگی به دردت بخوره چون میدونم در آینده باید مستقل باشی و رو پای خودت وایسی و هنر تنها چیزیه که همیشه براش کار هست و هیچ وقت نمیذاره ناامید شی .  طبق مشورتهایی که با چندتا مربی م...
7 ارديبهشت 1400

تولد 8 سالگی

دختر قشنگم همیشه یادت باشه تو هر سن و هر جایگاهی که هستی خودت رو دوست داشته باش . اینکه میگم خودت رو دوست داشته باش منظورم این نیست که خودشیفته باش و بی دلیل خودت رو دوست داشته باش منظورم اینه که طوری رفتار کن و تو کارهات تلاش کن که اول از همه خودت از خودت راضی باشی و خودتو دوست داشته باشی .  برا تولد 8 سالگیت دوست داشتم چندتا عکس یادگاری خوشگل بگیریم برا همین مامان جون زحمت کشید یه لباس در حد لباس عروس برات دوخت که شاهکار شده بود بعدشم رفتیم بیرون عکس گرفتیم عکساتم عالی شد امیدورام بعداً که بزرگ شدی و این عکسارو دیدی خاطرات قشنگش لبخند رو لبات بیاره نازنینم . بعدم تو خونه خودمون یه تولد کوچولو گرفتیم و اینکه ک...
7 ارديبهشت 1400

مهد کودک 2

اولین باری که مهدکودک رفتی فقط برا اینکه بازی کنی و روابط اجتماعیت بهتر بشه رفتی ولی وقتی 4 سال و نیمت بود برا اولین بار وارد یه محیط شبیه مدرسه شدی اونجا هم مهد کودک بود ولی بیشتر از مهد کودک قبلیت آموزش داشت اسم مربی مهربونت خاله میترا رهنما بود که خیلی دوستش داشتی هنوزم که هنوزه اونو بهترین معلمت میدونی البته اینم بگم که تو هم عالی بودی و هروقت که میرفتم پیشش کلی ازت تعریف می کرد . خانم مربیت یه مغازه پوشاک بچه هم داره که چندبار رفتیم با هم اونجا دیدیمش . ...
7 ارديبهشت 1400

تولد 7 سالگی

امروز همان روزیست که تو آمدی دخترم آری امروزاست همان روزی که وعده داشتیم روزی که قرار بود بیایی و همه داشته ها و نداشته هایم شوی روزی که آمدی و زندگی را معنا بخشیدی زادروزت مبارک_ گل قشنگ_ زندگی من 7سال گذشت از روزی که مادر شدم تولد 7 سالگیت به خاطر علاقه ی شدیدی که به آیس پک داشتی تو مغازه باباجون گرفتیم  ...
7 ارديبهشت 1400

نوروز 1400

جان جانانم :  امسال نوروز اولین روز از اولین هفته شروع یک قرن جدید بود با اینکه هنوز ما گرفتار ویروس کرونا هستیم اما من به امسال خوش بینم و از صمیم قلبم دعا می کنم برای همه مردم دنیا پر از شادی باشه . نوروز امسال ما منتظر عضو جدید خانواده یعنی آوین گلی بودیم .  ...
7 ارديبهشت 1400

نوروز 99

دردونه جانم ما هر سال برا نوروز یه برنامه ریزی خوب می کردیم که  متفاوت باشه و همه دور هم جمع باشیم ولی می تونم بگم متفاوت ترین و بدترین نوروز سال 99 بود که تازه متوجه شده بودیم به خاطر یه ویروس بد  به نام کرونا(کووید 19) دیگه نمی تونیم همه پیش هم با شیم - نمی تونیم همدیگه رو بغل کنیم و ببوسیم و باید دوری عزیزانمون رو تحمل کنیم و فقط میتونیم از پشت قاب گوشی ببینیمشون . نوروز 99 من و تو و بابا تنهایی سه تاییمون تو خونه خودمون بودیم درسته که اینم خودش یه تجربه سه نفره خوب بود ولی بودن کنار جمعی از عزیزان در لحظات شاد واقعا لذت بخش تره الان که دارم برات این عکسارو وارد می کنم هنوز دنیا درگیره این ویروسه و دعا میکنم بتونیم بدون اینکه شا...
7 ارديبهشت 1400

نوروز 1398

فرشته ی من :  بهار يعني بدانيم هر زمان مي‌شود از نو آغاز کرد. پس می توانیم درس بگیریم هیچ وقت برای جبران اشتباهات یا شروع دوباره ی یک راه درست دیر نیست تو سع کن هر روز صبح که از خواب بیدار می شوی برایت مثل بهار و نوروز باشد . به نظر من یکی از بهترین عیدهایی که تا الان داشتیم همین عید بود شما هم هروقت صحبت از نوروز میشه همین تو ذهنت میاد همه اومده بودن بوشهر خاله فاطمه اینا و مامان بزرگ - عمو حجت اینا و دایی حسن و خاله محبوبه و مادرجونن و عمو امین و نیلیا و همه خونه مامان جون و باباجون بودیم کلی خوش گذشت تازه روز پدر هم بود برا باباهاا کیک خریدیم خلاصه کلی لذت بردیم .  بعدشم همه با هم...
7 ارديبهشت 1400